حکایت
یکی را زنی صاحب جمال درگذشت و مادر زن فرتوت به علت کابین در خانه متمکن بماند. مرد از محاورت وی به جان رنجیدی و از مجاورت او چاره ندیدی تا گروهی آشنایان به پرسیدن آمدندش. یکی گفت: چگونه ای در مفارقت یار عزیز؟ گفت: نادیدن زن بر من چنان دشوار نم نماید که دیدن مادر زن ـ
حکایت
پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت: این فرزند توست تربیتش همچنان کن که یکی از فرزندان خویش. گفت: فرمانبردارم سالی چند بر او سعی کرد و بجائی نرسید و پسران ادیب در فضل و بلاغت منتهی شدند. ملک دانشمند را مواخذت کرد و معاتبت فرمود که وعده خلاف کردی و وفا بجای نیاوردی .گفت: بر رای خداوند روی زمین پوشیده نماند که تربیت یکسان و طبایع مختلف ـ
گــــر چه سیم و زر زسنگ آیــــد همــی
در همــــه سنگی نباشـــد زر و سیـــــــم
بــــر همــــه عـــالم همی تابد سهیــــــــل
جــــائی انبـــان می کنــــد جـــائی ادیـــم
http://30min.mastertopforum.net/viewtopic.php?t=180
جمشید مشایخی متولد 1313،دارای تحصیلات ناتمام در رشته تأتراست. وی سال 1336 به استخدام اداره تازه تأسیس هنرهای دراماتیک درآمد و به عنوان بازیگر کار خود را در برنامه نمایشی کانال سوم غیر دولتی آغاز کرد و با ایفای نقش در فیلم کوتاه « جلد مار » هژیر داریوش به همراه فخری خوروش جلوی دوربین رفت. او حتی به خاطر بازی سینمایی اش برای مدتی از کار تأتر اخراج شد. در واقع کار حرفه ای خود را از سال 1349 به طور رسمی شروع کرد.

















